سورهٔ ۴۲ · جلد ۱۸ المیزان

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ شوری

له ما في السموت وما في الأرض وهو العلي

سورهٔ ۴۲ · آیهٔ ۴

لَهُۥ مَا فِي ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَمَا فِي ٱلۡأَرۡضِۖ وَهُوَ ٱلۡعَلِيُّ ٱلۡعَظِيمُ

آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست، و او بلندمرتبه و بس بزرگ است.

تفسیر این آیه همراه آیه‌های دیگر

بیان

تفسیر آیه‌های ۳ و ۴ با هم

خدای متعال می‌فرماید: « كَذٰلِكَ يُوحِي إِلَيْكَ وَ إِلَي الَّذِينَ مِنْ قَبْلِكَ اللّٰهُ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ -إلي قوله- اَلْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » (این‌گونه خدای شکست‌ناپذیر و سنجیده‌کار به تو و به کسانی که پیش از تو بودند وحی می‌کند ــ تا آنجا که می‌فرماید: ــ بلندمرتبه و بس بزرگ است). چون هدف این سوره بیان وحی از طریق شناساندن حقیقت آن و اشاره به هدف و آثار آن است، اقتضا می‌کند که اشاره در « كَذٰلِكَ » (این‌چنین) به همین وحیِ مشخص، یعنی القای این سوره به پیامبر (ص) باشد. بدین ترتیب، حقیقتِ کلی وحی با تشبیه به نمونه‌ای عینی که برای مخاطب مشهود و مورد اشاره است تعریف می‌شود؛ درست مانند آنکه در تعریف انسان، مثلاً بگوییم: «او مانند زید است».

جملهٔ « اَلْعَزِيزُ الْحَكِيمُ لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ وَ هُوَ الْعَلِيُّ الْعَظِيمُ » دربردارندهٔ پنج نام از نام‌های نیکوی (اسمای حسنای) پروردگار است. همچنین عبارتِ « لَهُ مٰا فِي السَّمٰاوٰاتِ وَ مٰا فِي الْأَرْضِ » (آنچه در آسمان‌ها و آنچه در زمین است از آنِ اوست) در معنای «مالک» است. این اوصاف در جایگاه بیان دلیل برای اصل وحی و جاری بودنِ سنّت آن قرار گرفته‌اند؛ زیرا آنچه وحی پیش روی می‌گذارد، آیینی الهی است که در آن هدایت مردم به سوی سعادت زندگانی دنیا و آخرتشان نهفته است؛ و هیچ مانعی وجود ندارد که بتواند خدای متعال را از آن بازدارد، چراکه او «عزیز» (شکست‌ناپذیر) است و در اراده‌اش مغلوب نمی‌شود؛ و از سوی دیگر، هرگز هدایت بندگانش را فرو نمی‌گذارد، چون «حکیم» است و کارهایش استوار و بی‌نقص است، و از استواریِ کار این است که به سوی هدف نهایی‌اش پیش برده شود.

نیز از حق خدای متعال است که در آنان و امورشان هرگونه بخواهد تصرّف کند، زیرا مالک ایشان است؛ و این حق را دارد که با امر و نهی، آنان را به بندگی فراخواند و مطیع سازد، چراکه او «علیّ» (بلندمرتبه) و «عظیم» (بزرگ‌مرتبه) است. بنابراین، هر یک از این نام‌های پنج‌گانه سهمی در این دلیل‌آوری دارند، و نتیجهٔ مجموع آن‌ها این است که او از هر جهت سرپرست و صاحب‌اختیارِ (ولیّ) آنان است و هیچ سرپرستی جز او وجود ندارد.

بحث روایی

تفسیر آیه‌های ۱ تا ۶ با هم

«الم و المص و الر و المر و كهيعص و طه و طس -و طسم و يس و -ص و حم و حم عسق و ق و ن ؟» فرمود (ع): «اما «الم» در آغاز بقره معنایش «أنا الله الملك» (منم خدای فرمانروا) است؛ و اما «الم» در آغاز آل‌عمران معنایش «أنا الله المجيد» (منم خدای والامقام و باشکوه) است؛ و «المص» معنایش «أنا الله المقتدر الصادق» (منم خدای توانمند و… ادامه در متن کامل

و اما «طس» معنایش این است: منم جوینده و شنوا («أنا الطالب السميع»)؛ و اما «طسم» معنایش این است: منم جوینده، شنوا، آغازگر آفرینش و بازگردانندهٔ آن («أنا الطالب السميع المبدئ المعيد»)؛ و اما «يس» نامی از نام‌های پیامبر (ص) است و معنایش چنین است: «يا أيها السامع للوحي و القرآن الحكيم- إنك لمن المرسلين على صراط مستقيم» (ای شنوندهٔ وحی و قرآنِ استوار، به‌یقین تو از فرستادگانی و بر راهی راست قرار داری). ادامه در متن کامل

و اما «ص»، چشمه‌ای است که از زیر عرش می‌جوشد و همان است که پیامبر (ص) هنگام معراج از آن وضو ساخت؛ و جبرئیل هر روز یک بار به درون آن می‌رود و در آن غوطه‌ور می‌شود، سپس بیرون می‌آید و بال‌هایش را تکان می‌دهد، و هیچ قطره‌ای از بال‌هایش نمی‌چکد مگر آنکه خداوند تبارک و تعالی از آن فرشته‌ای می‌آفریند که تا روز قیامت خدا را تسبیح و تقدیس می‌کند و به بزرگی و ستایش یاد می‌نماید. ادامه در متن کامل

و اما «حم» معنایش ستوده و بزرگوار («الحميد المجيد») است؛ و اما «حم عسق» به معنای بردبار، پاداش‌دهنده، دانا، شنوا، توانا و نیرومند («الحليم المثيب العالم- السميع القادر القوي») است. ادامه در متن کامل

سفیان گفت: به آن حضرت عرض کردم: ای فرزند پیامبر خدا، حقیقت لوح، قلم و مرکّب را برای من بیشتر روشن فرما و از آنچه خدا به تو آموخته است به من بیاموز. ادامه در متن کامل

می‌گویم: ظاهر روایتی که بیشتر حروف مقطعه را به نام‌های نیکوی خداوند (اسماء حسنی) تفسیر می‌کند، این است که این حروف از آن نام‌ها برگرفته شده‌اند؛ یا از آغاز آن‌ها، مانند حرف «میم» از «الملك»، «المجيد» و «المقتر»، و یا از میان حروف آن‌ها، مانند «لام» از «الله» و «یاء» از «الولي». ادامه در متن کامل

بنابراین بر فرض درستیِ روایت، وجه درست آن است که بگوییم این حروف به گونه‌ای غیروضعی (غیرقراردادی) بر این معانی دلالت دارند؛ یعنی رموزی پوشیده از ما و ناشناخته برای ما هستند که بر مراتبی از این معانی دلالت می‌کنند؛ مراتبی که بسیار دقیق‌تر، برتر و فراتر از فهم ماست. ادامه در متن کامل

و این سخن روایت که فرمود: «و أما ق فهو الجبل المحيط بالأرض و خضرة السماء منه...» (و اما «ق» همان کوهی است که زمین را احاطه کرده و سبزی آسمان از آن است...) را قمی نیز در تفسیر خود نزدیک به همین معنا آورده است، و پس از او نیز به راه‌های گوناگون از اهل سنت، از ابن‌عباس و دیگران روایت شده است. ادامه در متن کامل

و در برخی از روایات منقول از ابن‌عباس آمده است: «خداوند کوهی به نام «ق» آفرید که جهان را در بر گرفته و ریشه‌هایش به صخره‌ای می‌رسد که زمین بر آن قرار دارد؛ پس هرگاه خداوند بخواهد سرزمینی را بلرزاند، به آن کوه فرمان می‌دهد و او آن ریشه‌ای را که در کنار همان آبادی است تکان می‌دهد؛ در نتیجه، آنجا را می‌لرزاند و به حرکت درمی‌آورد؛ ازاین‌رو فقط همان سرزمین می‌لرزد و سرزمین دیگر تکان نمی‌خورد». ادامه در متن کامل

ادامهٔ تفسیر در متن کامل ←

تفسیر آیهٔ ۴ سورهٔ شوری، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۸، صفحهٔ ۹ تا ۱۵ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/42/4/

گزارش خطا در ترجمهٔ این آیه

تفسیرهای دیگر

برو به تفسیر معنوی