أَلَمۡ يَرَوۡاْ كَمۡ أَهۡلَكۡنَا قَبۡلَهُم مِّنَ ٱلۡقُرُونِ أَنَّهُمۡ إِلَيۡهِمۡ لَا يَرۡجِعُونَ
آیا ندیدند چه بسیار نسلهایی را که پیش از آنان هلاک کردیم، که دیگر بهسویشان بازنمیگردند؟
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۳ تا ۳۲ با هم
در «مجمعالبیان» آمده است: [مفسران] گفتهاند: عیسی دو فرستاده از حواریان را بهسوی شهر انطاکیه روانه کرد. ادامه در متن کامل
«آیا نشانه و معجزهای همراه دارید؟» گفتند: «آری، ما بیمار را شفا میدهیم و نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی (نوعی بیماری پوستی) را به اذن خدای متعال بهبود میبخشیم.» پیرمرد گفت: «من پسری بیمار دارم که سالهاست بستری و زمینگیر است.» گفتند: «ما را به خانهات ببر تا از حال او آگاه شویم.» پس او آن دو را به خانه برد و آنان دست بر بدن پسرش کشیدند و او در همان دم به اذن خدای متعال، تندرست و سالم برخاست. ادامه در متن کامل
آنان پادشاهی داشتند که بتها را میپرستید. خبر به او گزارش شد؛ پس آن دو را فراخواند و گفت: «شما کیستید؟» گفتند: «فرستادگان عیساییم؛ آمدهایم تا تو را از پرستش آنچه نمیشنود و نمیبیند، بهسوی پرستش آنکه میشنود و میبیند فراخوانیم.» پادشاه گفت: «مگر ما جز خدایانمان خدایی داریم؟» گفتند: «آری، همان که تو و خدایانت را… ادامه در متن کامل
«برخیزید و بروید تا دربارهٔ کار شما تصمیم بگیرم.» پس مردم در بازار آن دو را گرفتند و کتک زدند. ادامه در متن کامل
وهب بن مُنَبّه میگوید: عیسی این دو فرستاده را بهسوی انطاکیه فرستاد. آن دو وارد شهر شدند، ولی نتوانستند نزد پادشاه بروند و اقامتشان به درازا کشید. ادامه در متن کامل
هنگامی که آن دو فرستاده تکذیب شدند و شلاق خوردند، عیسی شمعون صفا، سرآمد حواریان را در پی کارشان فرستاد تا یاریشان کند. ادامه در متن کامل
پادشاه آن دو را فراخواند و شمعون به آنان گفت: «چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟» گفتند: «خداوندی که همهچیز را آفریده و هیچ شریکی ندارد.» گفت: «چه معجزهای با خود آوردهاید؟» گفتند: «هرچه تو آرزو کنی.» پادشاه دستور داد نوجوانی را آوردند که چشمانش کاملاً محو بود و جای چشمانش مانند پیشانی صاف مینمود. ادامه در متن کامل
سپس پادشاه به آن دو فرستاده گفت: «اگر خدای شما بتواند مردهای را زنده کند، ما به او و به شما ایمان میآوریم.» آن دو گفتند: ادامه در متن کامل
«خدای ما بر هر کاری تواناست.» پادشاه گفت: «در اینجا مردهای هست که هفت روز پیش درگذشته است و او را به خاک نسپردهایم تا پدرش که در سفر بوده بازگردد.» پس مرده را آوردند، در حالی که پیکرش دگرگون شده و بوی ناخوش گرفته بود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۳۱ سورهٔ یس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۸۱ تا ۸۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/36/31/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « أَ لَمْ يَرَوْا كَمْ أَهْلَكْنٰا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاٰ يَرْجِعُونَ » (آیا ندیدند چه بسیار نسلهایی را که پیش از آنان هلاک کردیم، که دیگر به سویشان بازنمیگردند؟!). این سخن، سرزنشی است برای همان کسانی که ندای حسرت بر آنان داده شد. و عبارتِ « مِنَ الْقُرُونِ » (از نسلها) بیان و توضیحی برای «كَمْ» (چه بسیار) است؛ و «قرون» جمعِ «قَرن» و به معنای مردمِ یک روزگار و همعصران است.
و فرمودهٔ او: « أَنَّهُمْ إِلَيْهِمْ لاٰ يَرْجِعُونَ » (که آنان به سویشان بازنمیگردند)، بیانگر این سخن است: « كَمْ أَهْلَكْنٰا قَبْلَهُمْ مِنَ الْقُرُونِ » (چه بسیار نسلهایی را که پیش از آنان هلاک کردیم)؛ ضمیر جمعِ نخست (در «أنّهم») به «قرون» (نسلهای گذشته) برمیگردد، و ضمیرهای دوم و سوم (در «إلیهم» و «لا یرجعون») به «عباد» (بندگان) بازمیگردد.
و معنا چنین است: آیا از فراوانیِ کسانی که به فرمان خدا از نسلهای گذشته هلاک شدهاند عبرت نگرفتند، و از اینکه آنان گرفتار مؤاخذه و عذاب الهی شدهاند و توان بازگشت به آنچه را در آن غرق ناز و نعمت بودند ندارند؟ و مفسران دربارهٔ مرجعِ ضمیرها و معنای آیه، سخنان دیگری دارند که از فهم درست به دور است و ما از آوردنشان چشم پوشیدیم.