وَمَا عَلَيۡنَآ إِلَّا ٱلۡبَلَٰغُ ٱلۡمُبِينُ
و بر عهدهٔ ما جز رساندنِ آشکار [پیام] نیست».
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۶ و ۱۷ با هم
خدای متعال میفرماید: « قٰالُوا رَبُّنٰا يَعْلَمُ إِنّٰا إِلَيْكُمْ لَمُرْسَلُونَ وَ مٰا عَلَيْنٰا إِلاَّ الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ » (گفتند: پروردگار ما میداند که ما قطعاً بهسوی شما فرستاده شدهایم، و بر عهدۀ ما جز پیامرسانیِ آشکار نیست). خدای پاک و منزه از این فرستادگان، پاسخی در ردِ دلیلآوریِ قومشان که گفتند: «مٰا أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا» (شما جز بشری مانند ما نیستید...) و مانند آن، بازگو نفرموده است؛
آنگونه که از پیامبران فرستادهشده بهسوی امتهای گذشته نقل کرد؛ هنگامی که امتهایشان با دلیلی همانند این بر آنان خرده گرفتند که: « إِنْ أَنْتُمْ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُنٰا » (شما جز بشری مانند ما نیستید)، پیامبرانشان پاسخ دادند و گفتند: «إِنْ نَحْنُ إِلاّٰ بَشَرٌ مِثْلُكُمْ وَ لٰكِنَّ اللّٰهَ يَمُنُّ عَليٰ مَنْ يَشٰاءُ مِنْ عِبٰادِهِ» (ما جز بشری مانند شما نیستیم، ولی خدا بر هر کس از بندگانش که بخواهد منت مینهد؛ ابراهیم: ۱۱)، و بیانِ آن پیشتر گذشت.
بلکه از آنان بازگو کرده است که به قوم خود یادآور شدند که فرستادگانی بهسوی ایشاناند و مأمور به رساندن پیام، و وظیفهای جز این بر عهده ندارند؛ و از باورکردن و ایمانآوردنِ قوم بینیازند، و برای آنان همین بس است که پروردگارشان بداند که فرستاده شدهاند، و نیازی به بیش از این ندارند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱۳ تا ۳۲ با هم
در «مجمعالبیان» آمده است: [مفسران] گفتهاند: عیسی دو فرستاده از حواریان را بهسوی شهر انطاکیه روانه کرد. ادامه در متن کامل
«آیا نشانه و معجزهای همراه دارید؟» گفتند: «آری، ما بیمار را شفا میدهیم و نابینای مادرزاد و مبتلا به پیسی (نوعی بیماری پوستی) را به اذن خدای متعال بهبود میبخشیم.» پیرمرد گفت: «من پسری بیمار دارم که سالهاست بستری و زمینگیر است.» گفتند: «ما را به خانهات ببر تا از حال او آگاه شویم.» پس او آن دو را به خانه برد و آنان دست بر بدن پسرش کشیدند و او در همان دم به اذن خدای متعال، تندرست و سالم برخاست. ادامه در متن کامل
آنان پادشاهی داشتند که بتها را میپرستید. خبر به او گزارش شد؛ پس آن دو را فراخواند و گفت: «شما کیستید؟» گفتند: «فرستادگان عیساییم؛ آمدهایم تا تو را از پرستش آنچه نمیشنود و نمیبیند، بهسوی پرستش آنکه میشنود و میبیند فراخوانیم.» پادشاه گفت: «مگر ما جز خدایانمان خدایی داریم؟» گفتند: «آری، همان که تو و خدایانت را… ادامه در متن کامل
«برخیزید و بروید تا دربارهٔ کار شما تصمیم بگیرم.» پس مردم در بازار آن دو را گرفتند و کتک زدند. ادامه در متن کامل
وهب بن مُنَبّه میگوید: عیسی این دو فرستاده را بهسوی انطاکیه فرستاد. آن دو وارد شهر شدند، ولی نتوانستند نزد پادشاه بروند و اقامتشان به درازا کشید. ادامه در متن کامل
هنگامی که آن دو فرستاده تکذیب شدند و شلاق خوردند، عیسی شمعون صفا، سرآمد حواریان را در پی کارشان فرستاد تا یاریشان کند. ادامه در متن کامل
پادشاه آن دو را فراخواند و شمعون به آنان گفت: «چه کسی شما را به اینجا فرستاده است؟» گفتند: «خداوندی که همهچیز را آفریده و هیچ شریکی ندارد.» گفت: «چه معجزهای با خود آوردهاید؟» گفتند: «هرچه تو آرزو کنی.» پادشاه دستور داد نوجوانی را آوردند که چشمانش کاملاً محو بود و جای چشمانش مانند پیشانی صاف مینمود. ادامه در متن کامل
سپس پادشاه به آن دو فرستاده گفت: «اگر خدای شما بتواند مردهای را زنده کند، ما به او و به شما ایمان میآوریم.» آن دو گفتند: ادامه در متن کامل
«خدای ما بر هر کاری تواناست.» پادشاه گفت: «در اینجا مردهای هست که هفت روز پیش درگذشته است و او را به خاک نسپردهایم تا پدرش که در سفر بوده بازگردد.» پس مرده را آوردند، در حالی که پیکرش دگرگون شده و بوی ناخوش گرفته بود. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۱۳ تا ۲۹ با هم
میگویم: سیاق آیاتِ این داستان با پارهای از این روایات سازگار نیست. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۷ سورهٔ یس، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۷، صفحهٔ ۷۳ تا ۸۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/36/17/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
و این سخن که: « وَ مٰا عَلَيْنٰا إِلاَّ الْبَلاٰغُ الْمُبِينُ » (و بر عهدهٔ ما جز ابلاغ آشکار نیست)، «بلاغ» همان تبلیغ است و مقصود از آن، رساندن پیام رسالت است؛ یعنی ما فرمانی نیافتهایم و مکلّف نشدهایم مگر به ابلاغ رسالت و تمام کردن حجت.