وَلَمَّا جَآءَتۡ رُسُلُنَآ إِبۡرَٰهِيمَ بِٱلۡبُشۡرَىٰ قَالُوٓاْ إِنَّا مُهۡلِكُوٓاْ أَهۡلِ هَٰذِهِ ٱلۡقَرۡيَةِۖ إِنَّ أَهۡلَهَا كَانُواْ ظَٰلِمِينَ
و هنگامی که فرستادگان ما با مژده نزد ابراهیم آمدند، گفتند: «ما اهل این آبادی را نابود خواهیم کرد؛ چراکه ساکنانش ستمکار بودهاند.»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۳۱ و ۳۲ با هم
و مفسران دربارهٔ سخن فرشتگان: « إِنَّ أَهْلَهٰا كٰانُوا ظٰالِمِينَ » (بیگمان مردم آن ستمکار بودهاند) و سخن ابراهیم: « قٰالَ إِنَّ فِيهٰا لُوطاً » (گفت: بهراستی لوط در آنجاست)، گفتوگوها و مناقشات طولانی داشتهاند که ما به دلیل بیفایده بودن، از پرداختن به آنها چشم پوشیدیم؛ هر کس جویای آگاهی از آنها باشد، به کتابهای مفصل مراجعه کند.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۳۱ و ۳۲ با هم
و در «کافی» به سند خود از ابوزید حمّاد از امام صادق (ع) روایت شده است: «في حديث نزول الملائكة على إبراهيم بالبشرى قال:فقال لهم إبراهيم:لما ذا جئتم؟قالوا:في إهلاك قوم لوط.فقال لهم:إن كان فيها مائة من المؤمنين أ تهلكونهم؟فقال جبرئيل:لا»؛ در حدیث فرودآمدن فرشتگان نزد ابراهیم با بشارت، فرمود: پس ابراهیم به آنان گفت: «برای چه آمدهاید؟» گفتند: «برای نابودی قوم لوط.» پس ابراهیم به آنان گفت: «اگر صد نفر از مؤمنان در آنجا باشند، آیا نابودشان میکنید؟» جبرئیل گفت: «نه.»
«قال:فإن كان فيها خمسون؟قال:لا.قال:فإن كان فيها ثلاثون؟قال:لا.قال:» [ابراهیم] گفت: «اگر پنجاه نفر در آن باشند چه؟» [جبرئیل] گفت: «نه.» ابراهیم گفت: «اگر سی نفر باشند؟» جبرئیل گفت: «نه.» ابراهیم باز هم پرسید:
«فإن كان فيها عشرون؟قال:لا.قال:فإن كان فيها عشرة؟قال:لا.قال:فإن كان فيها خمسة؟قال:لا.قال:فإن كان فيها واحد؟قال:لا.قال:فإن فيها لوطا؟قالوا:نحن أعلم بمن فيها لننجينه و أهله-إلا امرأته كانت من الغابرين»؛ «اگر بیست نفر در آن باشند چه؟» گفت: «نه.» گفت: «اگر ده نفر باشند چه؟» گفت: «نه.» گفت: «اگر پنج نفر باشند چه؟» گفت: «نه.» گفت: «اگر یک نفر باشد چه؟» گفت: «نه.» ابراهیم گفت: «لوط در آنجاست!» فرشتگان گفتند: «ما به کسانی که در آنند داناتریم؛ بیگمان او و خانوادهاش را نجات میدهیم، مگر همسرش را که از بازماندگان [در عذاب] است.»
حسن بن علی (ع) فرمود: «لا أعلم هذا القول إلا و هو يستبقيهم» (من این سخنِ ابراهیم را جز برای این نمیدانم که میخواست قوم لوط باقی بمانند و نابود نشوند)؛ و این همان سخن خدای عزوجل است که میفرماید: « يُجٰادِلُنٰا فِي قَوْمِ لُوطٍ » (دربارهٔ قوم لوط با ما گفتوگو و چانهزنی میکرد).
تفسیر آیهٔ ۳۱ سورهٔ عنکبوت، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۶، صفحهٔ ۱۲۴ تا ۱۲۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/29/31/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لَمّٰا جٰاءَتْ رُسُلُنٰا إِبْرٰاهِيمَ بِالْبُشْريٰ قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِكُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْيَهِ إِنَّ أَهْلَهٰا كٰانُوا ظٰالِمِينَ » (و هنگامی که فرستادگان ما با مژده نزد ابراهیم آمدند، گفتند: ما بیگمان اهل این آبادی را هلاک خواهیم کرد؛ چراکه ساکنانش ستمکار بودهاند). این آیه بیانِ اجمالی داستان نابودی قوم لوط است؛ و این رویداد به دست فرستادگانی از فرشتگان صورت پذیرفت که خداوند نخست آنان را نزد ابراهیم (ع) فرستاد و آنان به او و همسرش مژدهٔ [ولادت] اسحاق و یعقوب را دادند، سپس خبر دادند که مأمورِ هلاک ساختن قوم لوط هستند؛ و این ماجرا به تفصیل در سورهٔ هود و سورههای دیگر بیان شده است.
و این فرمودهٔ الهی: « قٰالُوا إِنّٰا مُهْلِكُوا أَهْلِ هٰذِهِ الْقَرْيَهِ »؛ یعنی فرشتگان به ابراهیم گفتند. و آوردن اسم اشارهٔ نزدیک («هٰذِهِ الْقَرْيَةِ»: این آبادی) نشاندهندهٔ نزدیکی آن آبادی به سرزمینی است که ابراهیم (ع) در آن فرود آمده و ساکن بود؛ یعنی سرزمین مقدّس.
و جملهٔ « إِنَّ أَهْلَهٰا كٰانُوا ظٰالِمِينَ » علت نابودی آنان را بیان میکند؛ مبنی بر اینکه آنان ستمکارانی بودند که رذیلهٔ ستم در وجودشان پایدار و ریشهدار شده بود. در حالی که مقتضای ظاهرِ کلام این بود که با ضمیر گفته شود: «إنهم كانوا ظالمين» (بیگمان آنان ستمکار بودند)، اما اسم ظاهر («أَهْلَهٰا») به جای ضمیر آمد تا اشاره کند که ستم آنان، ستمی ویژه و مختص به خودشان بود که نابودی را در پی داشت، نه از جنس ستمهای معمولی که مردمِ آن روزگار بدان دچار بودند؛ گویی گفته شده است: اهل این آبادی از آن رو که اهل همین آبادیاند، ستمکارند.