قَالُواْ تَقَاسَمُواْ بِٱللَّهِ لَنُبَيِّتَنَّهُۥ وَأَهۡلَهُۥ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِۦ مَا شَهِدۡنَا مَهۡلِكَ أَهۡلِهِۦ وَإِنَّا لَصَٰدِقُونَ
[آنان به یکدیگر] گفتند: «به خدا سوگند یاد کنید که شبیخون میزنیم و او و خانوادهاش را شبانه میکشیم، سپس به ولیّ دم او خواهیم گفت: ما هنگام هلاکت خانوادهاش حضور نداشتیم و قطعاً راست میگوییم!»
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۴۵ تا ۵۳ با هم
این آیات گزارشی کوتاه از داستان صالح پیامبر (ع) و قوم اوست، و همانطور که پیشتر بدان اشاره شد، در این آیات جنبهٔ هشدار و بیمدادن بر جنبهٔ بشارت غلبه دارد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۴۹ سورهٔ نمل، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۵، صفحهٔ ۳۷۲ تا ۳۷۴ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/27/49/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « قٰالُوا تَقٰاسَمُوا بِاللّٰهِ لَنُبَيِّتَنَّهُ وَ أَهْلَهُ ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مٰا شَهِدْنٰا مَهْلِكَ أَهْلِهِ وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ » (گفتند: به خدا همسوگند شوید که حتماً شبانه بر او و خانوادهاش شبیخون میزنیم، سپس به ولیّدمش خواهیم گفت ما در محل هلاکت خانوادهاش حضور نداشتیم و قطعاً راستگوییم). «تقاسم» به معنای همسوگند شدن با یکدیگر است، و «تبییت» یعنی شبانه قصدِ شرّ و آسیب کردن. «اهل»ِ یک مرد، کسانی هستند که خانه، نسب یا دین، آنان را با او پیوند میدهد؛ و شاید مراد از اهلِ او، به قرینهٔ سخن پس از آن: « ثُمَّ لَنَقُولَنَّ لِوَلِيِّهِ مٰا شَهِدْنٰا » (سپس به ولیّدمش خواهیم گفت ما شاهد نبودهایم)، همسر و فرزندش باشد. و عبارت « وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ » بر عبارت « مٰا شَهِدْنٰا » عطف شده است؛ بنابراین، بخشی از سخنی است که به او میگویند (مقولِ قول است).
و معنا چنین است: آن گروهک مفسد در حالی که به خدا سوگند خورده بودند گفتند: حتماً شبانه او و خانوادهاش را میکشیم، سپس وقتی ولیّدمش در پیِ ما آمد و خونخواهی کرد، به او میگوییم ما شاهد هلاکت خانوادهاش نبودهایم و ما در این گفتار راستگوییم؛ و چنانکه گفتهاند، نفیِ دیدنِ هلاکت خانوادهاش، به ملازمه یا به طریق اولویت، نفیِ دیدنِ هلاکت خود او نیز هست.
و چه بسا گفته شده باشد: جملهٔ « وَ إِنّٰا لَصٰادِقُونَ » (و ما قطعاً راستگوییم) حال است برای فاعل «نقول»؛ یعنی: به ولیّدمش چنین میگوییم در حالی که در این گفته راستگوییم، چرا که ما شاهد هلاکت خودش و خانوادهاش با هم بودهایم، نه تنها هلاکت خانوادهاش.
و پوشیده نیست که این سخن تا چه اندازه متکلفانه است؛ و توجیههای دیگری نیز برای آن آوردهاند که از این هم متکلفانهتر است، در حالی که هیچ الزامی برای حال بودنِ این جمله در اصل وجود ندارد.