وَٱجۡعَل لِّي وَزِيرٗا مِّنۡ أَهۡلِي
و از کسانم دستیاری برایم قرار ده؛
تفسیر آیهٔ ۲۹ سورهٔ طه، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۱۴۵ تا ۱۵۹ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/20/29/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
خدای متعال میفرماید: «قٰالَ رَبِّ اشْرَحْ لِي صَدْرِي -إلي قوله- إِنَّكَ كُنْتَ بِنٰا بَصِيراً » (گفت: پروردگارا، سینهام را برایم گشاده گردان... ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۹ و ۳۰ با هم
و سخن او که فرمود: «وَ اجْعَلْ لِي وَزِيراً مِنْ أَهْلِي هٰارُونَ أَخِي » (و برای من یاوری از خاندانم قرار ده * هارون برادرم را)، درخواست دیگر او و چهارمین و آخرین آنهاست. «وزیر» بر وزن فعیل از «وِزْر» (به کسر واو و سکون زاء) به معنای بار سنگین است؛ و وزیر را از آن رو وزیر نامیدهاند که بار سنگین فرمانروا را بر دوش میکشد. برخی نیز گفتهاند از «وَزَر» (با دو فتحه) به معنای کوهی است که بدان پناه میبرند؛ و بدین نام خوانده شده چون فرمانروا در دیدگاهها و احکامش بدو پناه میبرد (و به او تکیه میکند).
تفسیر آیههای ۲۹ تا ۳۲ با هم
کوتاه سخن آنکه او از پروردگارش درخواست میکند برای وی از خاندانش وزیری قرار دهد و روشن میسازد که او هارون برادرش است. ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۲۵ تا ۳۵ با هم
در کتاب «الدر المنثور» آمده است که ابنمَردُویه، خطیب [بغدادی] و ابنعَساکر از اسماء بنت عُمَیس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) را در برابر کوه ثَبیر دیدم در حالی که میفرمود: «أشرق ثبير أشرق ثبير-اللهم إني أسألك بما سألك أخي موسى-أن تشرح لي صدري،و أن تيسر لي أمري-و أن تحل عقده من لساني يفقهوا قولي،و اجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي اشدد به أزري- و أشركه في أمري كي نسبحك كثيرا و نذكرك كثيرا-إنك كنت بنا بصيرا» (بتاب ای ثبیر! ادامه در متن کامل
میگویم: نزدیک به همین معنا از سَلَفی از امام باقر(ع) روایت شده است؛ و نیز در «مجمعالبیان» از ابنعباس، از ابوذر و از پیامبر(ص) روایتی نزدیک به آن نقل شده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیههای ۲۹ تا ۳۲ با هم
و در آنچه گفته شد، مانند این حدیث است آنچه به صحت پیوسته از فرمودهٔ آن حضرت(ع) به او، آن هنگام که در جنگ تبوک وی را جانشین خود بر اهلبیتش ساخت: «أ ما ترضي أن تكون مني بمنزله هارون من موسي-إلا أنه لا نبي بعدي» (آیا راضی نمیشوی که جایگاهت نسبت به من، مانند جایگاه هارون نسبت به موسی باشد، جز اینکه پس از من پیامبری نخواهد بود؟)؛ پایان کلام آلوسی. ادامه در متن کامل