كٓهيعٓصٓ
کهیعص (کاف، هاء، یاء، عین، صاد).
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
۳. داستان زکریا و یحیی در انجیل:
تفسیر آیههای ۱ تا ۱۵ با هم
«در روزگار هیرودیس، پادشاه یهودیه، کاهنی به نام زکریا از گروه اَبیا بود که همسرش از فرزندان هارون بود و الیصابات نام داشت. ادامه در متن کامل
پس هنگامی که او در نوبت گروه خود در پیشگاه خدا خدمت کهانت میکرد، بر حسب رسم کهانت، قرعه به نام او افتاد که به هیکل (معبد) پروردگار درآید و بخور بسوزاند. ادامه در متن کامل
«زکریا به فرشته گفت: چگونه این را بدانم (و بر آن اطمینان یابم)؟ زیرا من پیرم و همسرم نیز سالخورده است. ادامه در متن کامل
«و مردم در انتظار زکریا بودند و از تأخیر او در هیکل در شگفت مانده بودند. چون بیرون آمد، نتوانست با آنان سخن بگوید؛ پس دریافتند که او در هیکل رویایی دیده است. ادامه در متن کامل
تا آنجا که میگوید: «و اما زمان وضع حمل الیصابات فرا رسید و پسری به دنیا آورد. همسایگان و خویشاوندانش شنیدند که پروردگار رحمتش را بر او بزرگ گردانیده است، پس با او شادمانی کردند. ادامه در متن کامل
و در همان انجیل آمده است: ادامه در متن کامل
[یادداشت منبع: ۱) انجیل، باب سوم، بند ۱.] ادامه در متن کامل
«و در سال پانزدهم از سلطنت تیبریوس قیصر، هنگامی که پیلاطس پنطی فرماندار یهودیه بود، و هیرودیس حاکم منطقهٔ جلیل، و برادرش فیلیپوس حاکم منطقهٔ ایطوریه و سرزمین تِراخونیتس، و لیسانیاس حاکم منطقهٔ ابیلیه بودند، در روزگار حنان و قیافا، پیشوایان کاهنان، کلام خدا در بیابان بر یوحنا پسر زکریا نازل شد. ادامه در متن کامل
پس او به تمام سرزمینهای پیرامون اردن آمد و به غسل تعمیدِ توبه برای آمرزش گناهان موعظه میکرد، ادامه در متن کامل
همانگونه که در کتاب گفتارهای اشعیای پیامبر نوشته شده است که میگوید: «صدای نداکنندهای در بیابان که راه پروردگار را آماده سازید و مسیرهایش را راست و هموار کنید؛ هر درهای پر خواهد شد و هر کوه و تپهای پست خواهد گشت، راههای کج و ناهموار راست و راههای سخت هموار خواهد شد، و همهٔ آدمیان نجات خدا را خواهند دید.» ادامه در متن کامل
و به جمعیتهایی که بیرون میآمدند تا به دست او تعمید یابند، میگفت: «ای افعیزادگان! ادامه در متن کامل
و مردم از او پرسیدند: «پس ما چه کنیم؟» در پاسخ به آنها گفت: «هر که دو پیراهن دارد، به کسی که ندارد بدهد، و هر که خوراکی دارد نیز چنین کند.» باجگیران (مأموران مالیات) نیز آمدند تا تعمید یابند و به او گفتند: «ای استاد، ما چه کنیم؟» به آنان گفت: «بیش از آنچه برایتان تعیین شده مطالبه نکنید.» سربازان نیز از او پرسیدند:… ادامه در متن کامل
و از آنجا که مردم در انتظار بودند و همگی در دل دربارهٔ یحیی میاندیشیدند که شاید او همان مسیح باشد، یحیی خطاب به همگان گفت: «من شما را با آب تعمید میدهم، ولی کسی نیرومندتر از من میآید که من شایستهٔ آن نیستم بند کفشهایش را باز کنم؛ او شما را با روحالقدس و آتش تعمید خواهد داد. ادامه در متن کامل
اما هیرودیس، فرماندار چهارگانه (حاکم محلی ربع منطقه)، چون از سوی یحیی بهخاطر هیرودیا، همسر برادرش فیلیپ، و نیز بهخاطر تمام کارهای پلیدی که انجام میداد سرزنش شد، افزون بر همهٔ کارهایش، این کار را نیز افزود که یحیی را در زندان حبس کرد. ادامه در متن کامل
[یادداشت منبع: ۱) انجیل مرقس، باب ششم: ۱۷-۲۹] ادامه در متن کامل
و در آن آمده است: «زیرا خودِ هیرودیس فرستاده و یحیی را دستگیر کرده بود و او را بهخاطر هیرودیا، همسر برادرش فیلیپ، در زندان به زنجیر کشیده بود؛ چرا که با او ازدواج کرده بود. ادامه در متن کامل
و چون سخنان او را میشنید، کارهای بسیار [بر پایهٔ آن] میکرد و با رغبت به او گوش میسپرد. ادامه در متن کامل
تا اینکه روز مناسبی فرا رسید؛ هنگامی که هیرودیس در سالروز تولدش ضیافت شامی برای بزرگان خود، فرماندهان لشکر و سرشناسان جلیل برپا کرد. ادامه در متن کامل
پادشاه به آن دختر گفت: "هر چه میخواهی از من بخواه تا به تو بدهم." و برایش سوگند یاد کرد که: "هر چه از من بخواهی به تو خواهم داد، حتی نیمی از پادشاهیام را. ادامه در متن کامل
پس پادشاه بیدرنگ جلادی فرستاد و دستور داد سر او را بیاورند. جلاد رفت و در زندان سرِ یحیی را برید و سر او را در طبقی آورد و به دختر داد و دختر نیز آن را به مادرش سپرد. ادامه در متن کامل
و دربارهٔ یحیی (ع) گزارشهای پراکندهٔ دیگری نیز در اناجیل وجود دارد که از حدود آنچه آوردیم فراتر نمیرود؛ و پژوهشگر نقاد و اهل تأمل میتواند آنچه را از اناجیل نقل کردیم با مباحث گذشته تطبیق دهد تا به موارد اختلاف پی ببرد. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱ سورهٔ مریم، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۴، صفحهٔ ۷ تا ۳۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/19/1/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: «كهيعص» (کهیعص). در آغاز تفسیر سورهٔ اعراف گذشت که سورههای قرآنیِ آغازشده با حروف مقطعه، از پیوند میان مضامین خود و این حروف خالی نیستند؛ بنابراین، حروف مشترک از مضامین مشترک پرده برمیدارند.
مؤید این سخن، تناسب و همسنخیای است که در بازگویی داستانهای پیامبران میان این سوره و سورهٔ ص مییابیم. بهخواست خدا، بحثی جامع دربارهٔ پیوندهای حروف مقطعه و مضامین سورههایی که با آنها آغاز شدهاند خواهد آمد؛ و همچنین دربارهٔ سورههایی که در برخی از این حروف مشترکاند، مانند این سوره و سورهٔ یس که در حرف «یاء» اشتراک دارند، و این سوره و سورهٔ شوری که در حرف «عین» مشترکاند.
بحث روایی
در کتاب «مجمعالبیان» آمده است: از امیرالمؤمنین(ع) روایت شده که در دعایش فرمود: «أسألك يا كهيعص» (از تو درخواست میکنم ای کهیعص).
و در کتاب «معانیالأخبار» به سند خود از سفیان بن سعید ثوری از امام صادق(ع) در حدیثی روایت کرده است که فرمود: «و كهيعص معناه أنا الكافي الهادي-الولي العالم الصادق الوعد» (و معنای «کهیعص» این است: منم کفایتکننده، هدایتبخش، سرپرست، دانا و راستگفتار در وعده).
میگویم: در همان کتاب (معانیالأخبار) روایتی نزدیک به این نیز از محمد بن عماره از آن حضرت(ع) نقل شده است. و در کتاب «الدر المنثور» از ابنعباس روایت شده که دربارهٔ آیهٔ «كهيعص» گفت: «كبير هاد-أمين عزيز صادق» (بزرگ، هدایتگر، امین، شکستناپذیر و راستگو) - و در نقلی دیگر، به جای کبیر، «کافٍ» (کفایتکننده) آمده است. و از او به راههای دیگری نیز روایت شده است: «كريم هاد حكيم عليم صادق» (بخشنده، هدایتگر، فرزانه، دانا و راستگو)؛ و از ابنمسعود و دیگران نیز همین مطلب روایت شده است. و حاصل روایات -همانطور که میبینید- این است که حروف مقطعه بر پایهٔ نقلهای مختلف، از آغاز نامهای نیکوی الهی (اسماء حسنی) برگرفته شدهاند؛ مانند حرف کاف از «الکافی» یا «الکبیر» یا «الکریم» و به همین ترتیب، جز اینکه این قاعده دربارهٔ حرف یاء تمام نیست؛ زیرا در روایات از «الولی» یا «الحکیم» یا چنانکه در برخی نقلها آمده از «العزیز» گرفته شده است،
و در همان کتاب، از امهانی از پیامبر خدا(ص) روایت شده است: «أن معناها كاف هاد عالم صادق» (که معنای آن این است: کفایتکننده، هدایتگر، دانا و راستگو)، و در این حدیث حرف «یاء» فروگذار شده و نیامده است؛ و پیش از این در تفسیر این آیه اشارهای به این مطلب گذشت.