وَقَالُواْ لَن نُّؤۡمِنَ لَكَ حَتَّىٰ تَفۡجُرَ لَنَا مِنَ ٱلۡأَرۡضِ يَنۢبُوعًا
و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا آنکه برای ما چشمهای جوشان از زمین بیرون آوری؛
تفسیر آیهٔ ۹۰ سورهٔ اسراء، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۳، صفحهٔ ۲۰۲ تا ۲۱۶ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/17/90/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۹۰ تا ۹۳ با هم
خدای متعال میفرماید: « وَ قٰالُوا لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ حَتّٰي تَفْجُرَ لَنٰا مِنَ الْأَرْضِ يَنْبُوعاً -إلي قوله - كِتٰاباً نَقْرَؤُهُ » (و گفتند: هرگز به تو ایمان نمیآوریم تا آنکه برای ما از زمین چشمهای بجوشانی... ادامه در متن کامل
این آیات، معجزاتی را حکایت میکند که قریش به پیامبر(ص) پیشنهاد دادند و ایمان آوردنِ خود به آن حضرت را به انجام دادن آنها مشروط ساختند، در حالی که قرآن را که معجزهای جاودان است ناچیز و بیمقدار شمردند. ادامه در متن کامل
معنای آیه چنین است: « وَ قٰالُوا » یعنی قریش گفتند: « لَنْ نُؤْمِنَ لَكَ » ای محمد، هرگز به تو ایمان نمیآوریم « حَتّٰي تَفْجُرَ » تا آنکه بشکافی « لَنٰا مِنَ الْأَرْضِ » برای ما زمین مکه را (به دلیل کمآبیاش) « يَنْبُوعاً » تا چشمهای پدید آید که آبش تمام نشود، « أَوْ تَكُونَ » یا از راه اعجاز پدید آید « لَكَ جَنَّهٌ مِنْ نَخِيلٍ وَ عِنَبٍ فَتُفَجِّرَ الْأَنْهٰارَ » برای تو باغی از درختان خرما و انگور، و نهرها را بشکافی یا روان سازی … ادامه در متن کامل
بحث روایی
تفسیر آیههای ۹۰ تا ۹۳ با هم
و در کتاب «الدر المنثور»، ابنجریر، ابناسحاق، ابنمنذر و ابنابیحاتم از ابنعباس روایت کردهاند: عُتبه و شَیبه پسران ربیعه، ابوسفیان بن حرب، مردی از بنیعبدالدار، ابوالبَختَری برادر بنیاسد، اسود بن مطلب، ربیعه بن اسود، ولید بن مغیره، ابوجهل بن هشام، عبدالله بن ابیامیه، امیه بن خلف، عاص بن وائل، و نُبَیه و مُنَبّه پسران حجاج سهمی پس از غروب آفتاب پشت کعبه گرد آمدند؛ پس به یکدیگر گفتند: کسی را نزد محمد بفرستید و با او سخن بگویید و احتجاج کنید تا دربارهٔ او عذری برایتان نماند (حجت را بر او تمام کنید). ادامه در متن کامل
پس به سوی او پیام فرستادند که اشراف قومت گرد آمدهاند تا با تو سخن بگویند. پیامبر خدا (ص) شتابان نزد آنان آمد، در حالی که گمان میکرد دربارهٔ کارِ او نظر تازهای برایشان پیدا شده است؛ و او بر [هدایت] آنان بسیار حریص بود، رشد و رستگاریشان را دوست میداشت و رنج و سختیشان بر او گران میآمد، تا اینکه نزد آنان نشست. ادامه در متن کامل
گفتند: ای محمد، ما به دنبال تو فرستادیم تا عذرمان را نزد تو آشکار کنیم (حجت را تمام کنیم)؛ و به خدا سوگند سراغ نداریم که مردی از عرب بر سر قوم خود آورده باشد آنچه را تو بر سر قومت آوردهای! ادامه در متن کامل
پیامبر خدا (ص) فرمود: آنچه میگویید در من نیست؛ من آنچه را برایتان آوردهام، برای دستیابی به اموال شما، غنیمتهایتان یا پادشاهی بر شما نیاوردهام؛ بلکه خدا مرا به عنوان فرستاده به سویتان برانگیخته، و بر من کتابی فرو فرستاده، و به من فرمان داده است که برایتان بشارتدهنده و بیمرسان باشم. ادامه در متن کامل
گفتند: ای محمد، اگر آنچه را به تو پیشنهاد دادیم از ما نمیپذیری، خود میدانی که هیچکس از مردم سرزمینی تنگتر، مالی کمتر و زندگیای سختتر از ما ندارد؛ پس از پروردگارت که تو را با این رسالت فرستاده است بخواه که این کوهها را که عرصه را بر ما تنگ کردهاند از دیار ما بردارد، سرزمینمان را فراخ گرداند، در آن نهرهایی چون… ادامه در متن کامل
پیامبر خدا (ص) فرمود: من برای این امور برانگیخته نشدهام؛ من تنها از سوی خدا با همان پیامی که مرا بدان مبعوث ساخته نزد شما آمدهام، و آنچه را برای رساندنش به سویتان مأمور شده بودم به شما ابلاغ کردم؛ پس اگر آن را بپذیرید، بهرهتان در دنیا و آخرت خواهد بود، و اگر آن را رد کنید، در برابر فرمان خدا شکیبایی میورزم تا خدا میان من و شما داوری کند. ادامه در متن کامل
گفتند: پس اگر این کار را برای ما انجام نمیدهی، دستکم برای خودت امتیازی بخواه! از پروردگارت درخواست کن فرشتهای بفرستد تا گفتههایت را تصدیق کند و از جانب تو به ما پاسخ دهد، و از او بخواه برای تو باغها، گنجها و کاخهایی از طلا و نقره قرار دهد و به وسیلهٔ آنها تو را از آنچه میبینیم در پی آن هستی بینیاز سازد؛ زیرا تو در بازارها راه میروی و مانند ما در جستوجوی روزی هستی؛ [اینها را بخواه] تا اگر آنگونه که میپنداری پیامبری هستی، جایگاهت را نزد پروردگارت بشناسیم. ادامه در متن کامل
پیامبر خدا (ص) فرمود: من چنین نخواهم کرد؛ من کسی نیستم که از پروردگارش چنین چیزهایی بخواهد، و برای این کار به سوی شما برانگیخته نشدهام، بلکه خدا مرا بشارتدهنده و بیمرسان فرستاده است؛ پس اگر آنچه را آوردهام بپذیرید، بهرهتان در دنیا و آخرت خواهد بود، و اگر آن را رد کنید، در برابر فرمان خدا شکیبایی میورزم تا خدا میان من و شما داوری کند. ادامه در متن کامل
چون این سخن را گفتند، پیامبر خدا (ص) از نزدشان برخاست، و عبدالله بن ابیامیه نیز همراه آنان برخاست و گفت: «ای محمد، قوم تو پیشنهادهایی به تو دادند و تو از آنان نپذیرفتی؛ سپس اموری را برای سود خودشان از تو خواستند تا جایگاهت را نزد خدا بشناسند، اما این کار را هم نکردی؛ آنگاه از تو خواستند همان عذابی را که با آن بیمشان… ادامه در متن کامل
سپس او از نزد پیامبر خدا (ص) بازگشت، و پیامبر خدا (ص) نیز اندوهگین و متأسف به سوی خانوادهاش بازگشت؛ چراکه امیدی که به ایمان آوردن قومش به هنگام دعوتشان داشت برآورده نشد، و به سبب پیگیری و پافشاریِ آنان در رویارویی با خود. ادامه در متن کامل
میگویم: آنچه در این روایت دربارهٔ گفتوگوی آنان با پیامبر (ص) و پرسشهایشان آمده است، با ظاهر آیات همخوانی ندارد؛ و پاسخی هم که در روایت ذکر شده، با ظاهرِ پاسخی که در آیات آمده است منطبق نیست. ادامه در متن کامل
در روایات متعددی از طریق شیعه و اهل سنت آمده است که آن کس که از میان آن قوم این سخنان را به پیامبر (ص) گفت و این امور را از ایشان خواست، عبدالله بن ابیامیه مخزومی، برادر امسلمه همسر پیامبر (ص) بود. ادامه در متن کامل