وَلِلَّهِ غَيۡبُ ٱلسَّمَٰوَٰتِ وَٱلۡأَرۡضِ وَإِلَيۡهِ يُرۡجَعُ ٱلۡأَمۡرُ كُلُّهُۥ فَٱعۡبُدۡهُ وَتَوَكَّلۡ عَلَيۡهِۚ وَمَا رَبُّكَ بِغَٰفِلٍ عَمَّا تَعۡمَلُونَ
و نهانِ آسمانها و زمین تنها از آنِ خداست، و همه کارها بهتمامی به او بازگردانده میشود؛ پس او را بندگی کن و بر او توکل نما، و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱۲۰ تا ۱۲۳ با هم
این آیات، هدف کلی این سوره را که آیاتش برای پیامبر (ص) بازگو شد، برای ایشان خلاصه میکند و به آن حضرت خبر میدهد که سوره، سخن حق را درباره آغاز و فرجام جهان (مبدأ و معاد) و سنت جاری خدا در میان بندگانش بیان کرده است؛ بنابراین، این سوره برای پیامبر (ص) آموزش حق، برای مؤمنان اندرز و یادآوری، و برای کافرانی که از ایمان سرباز میزنند، پایاندادن به گفتوگو و جدال است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۱۲۳ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۱، صفحهٔ ۷۰ تا ۷۲ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/123/
تفسیر این آیه در المیزان
بیان
خدای متعال میفرماید: « وَ لِلّٰهِ غَيْبُ السَّمٰاوٰاتِ وَ الْأَرْضِ وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ » (و نهانِ آسمانها و زمین تنها از آنِ خداست و همهٔ کارها به او بازگردانده میشود). از آنجا که فرمان خداوند به پیامبرش (ص) که به آنان بگوید مطابق دلخواه خود عمل کنند و منتظر بمانند، و نیز خبر دادن به آنان که پیامبر و مؤمنانِ همراهش اهل عمل و انتظارند، در حقیقت به معنای فرمان به خودِ پیامبر و پیروانش برای عمل و انتظار بود، این سخن را بیدرنگ با این دو جمله همراه کرد تا پیامبر با خاطری آسوده و دلی استوار مطمئن باشد که چرخش روزگار و فرجام کار به سود او و بر زیانِ آنان خواهد بود.
معنای آیه این است: پس تو و پیروانت عمل کنید و در انتظار باشید؛ زیرا غیب آسمانها و زمین که دربردارندهٔ فرجام کار تو و آنان است، تنها در مالکیت پروردگار تو یعنی خدای پاک و منزه است، نه معبودانی که برای او شریک میسازند و نه سببهایی که بدانها تکیه میکنند تا چرخش روزگار را به نفع خود برگردانند و عاقبت را به سود خود دگرگون سازند. و تمام کارها به سوی پروردگار تو، یعنی «الله»، بازمیگردد؛ در نتیجه او فرجام کار را از پردهٔ غیب، همانگونه که خواسته و خبر داده است، آشکار میسازد و پیروزی به نفع تو و بر ضد آنان رقم خواهد خورد؛ و این از شگفتیهای بیان قرآن است.
از همینجا روشن میشود چرا در این آیه به جای تعبیر « رَبُّكَ » (پروردگار تو) که در آیاتِ این بخش بارها تکرار شده بود، نام جلالهٔ «الله» به کار رفته است؛ زیرا در نام جلاله، دلالتی بر احاطهٔ کامل به هر امر کوچک و بزرگ هست که در نامهای دیگر نیست، و این موقعیت اقتضا میکرد انسان به پناهگاهی تکیه و پناه ببرد که هیچ چیرهدستی بر او مسلط نشود و هیچ غالبی بر او پیروز نگردد، و آن ملجأ، خدای پاک و منزه است. از این رو میبینیم پس از پایان یافتن این جملهها، دوباره به صفت پروردگار بازمیگردد که پیوسته تکرار میکرد، یعنی این سخن که: « وَ مٰا رَبُّكَ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ » (و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست).
خدای متعال میفرماید: « فَاعْبُدْهُ وَ تَوَكَّلْ عَلَيْهِ » (پس او را بندگی کن و بر او توکل نما). ظاهر این است که این جمله نتیجهگیری از سخن پیشین است که فرمود: « وَ إِلَيْهِ يُرْجَعُ الْأَمْرُ كُلُّهُ » (و همهٔ کارها به او بازگردانده میشود)؛ یعنی اگر همهٔ کارها به سوی او بازمیگردد و هیچکس جز او مالِک چیزی نیست و استقلالی در هیچ امری ندارد، پس او را بندگی کن و در همهٔ کارها وی را وکیل و تکیهگاه خود برگزین، و به هیچ سببی جز او توکل مکن؛ چرا که سببها به سببسازیِ او سبب شدهاند و بدون او هیچ استقلالی ندارند، پس تکیه بر هر یک از آنها نادانی است. «وَ مٰا رَبُّكَ بِغٰافِلٍ عَمّٰا تَعْمَلُونَ» (و پروردگارت از آنچه انجام میدهید غافل نیست)؛ بنابراین، سهلانگاری در عبادتِ او و توکل بر او روا نیست.