سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۰ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳وَإِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِفَتَىٰهُ لَآ أَبۡرَحُ حَتَّىٰٓ أَبۡلُغَ مَجۡمَعَ ٱلۡبَحۡرَيۡنِ أَوۡ أَمۡضِيَ حُقُبٗاو [به یاد آور] هنگامی را که موسی به جوانِ [همراه] خود گفت: «دست از رفتن برنمیدارم تا به محل تلاقیِ آن دو دریا برسم، یا روزگاری طولانی راه بپیمایم».خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۱ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَلَمَّا بَلَغَا مَجۡمَعَ بَيۡنِهِمَا نَسِيَا حُوتَهُمَا فَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ سَرَبٗاپس هنگامی که به محل تلاقیِ میان آن دو [دریا] رسیدند، ماهیشان را از یاد بردند و ماهی راه خود را در دریا پیش گرفت و به درون آب رفت.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۲ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَلَمَّا جَاوَزَا قَالَ لِفَتَىٰهُ ءَاتِنَا غَدَآءَنَا لَقَدۡ لَقِينَا مِن سَفَرِنَا هَٰذَا نَصَبٗاپس چون [از آنجا] گذشتند، [موسی] به جوانِ [همراه] خود گفت: «غذای چاشت ما را بیاور که بهراستی از این سفرمان خستگی دیدهایم».خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۳ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ أَرَءَيۡتَ إِذۡ أَوَيۡنَآ إِلَى ٱلصَّخۡرَةِ فَإِنِّي نَسِيتُ ٱلۡحُوتَ وَمَآ أَنسَىٰنِيهُ إِلَّا ٱلشَّيۡطَٰنُ أَنۡ أَذۡكُرَهُۥۚ وَٱتَّخَذَ سَبِيلَهُۥ فِي ٱلۡبَحۡرِ عَجَبٗا[جوان] گفت: «دیدی هنگامی که کنار آن صخره پناه گرفتیم، من ماهی را فراموش کردم؟ و جز شیطان کسی آن را از یادم نبرد که به یادش باشم [و بازگویش کنم]؛ و ماهی به گونهای شگفتانگیز راه خود را در دریا در پیش گرفت!»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۴ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ ذَٰلِكَ مَا كُنَّا نَبۡغِۚ فَٱرۡتَدَّا عَلَىٰٓ ءَاثَارِهِمَا قَصَصٗا[موسی] گفت: «این همان چیزی بود که در پیاش بودیم!» پس ردّ پای خود را پی گرفتند و بازگشتند.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۵ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَوَجَدَا عَبۡدٗا مِّنۡ عِبَادِنَآ ءَاتَيۡنَٰهُ رَحۡمَةٗ مِّنۡ عِندِنَا وَعَلَّمۡنَٰهُ مِن لَّدُنَّا عِلۡمٗاپس بندهای از بندگانِ ما را یافتند که از نزد خویش به او رحمتی عطا کرده و از جانب خود دانشی به او آموخته بودیم.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۶ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ لَهُۥ مُوسَىٰ هَلۡ أَتَّبِعُكَ عَلَىٰٓ أَن تُعَلِّمَنِ مِمَّا عُلِّمۡتَ رُشۡدٗاموسی به او گفت: «آیا اجازه میدهی از پیِ تو بیایم تا از آنچه برای رشد و کمال به تو آموختهاند، به من نیز بیاموزی؟»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۷ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗاگفت: «تو هرگز نمیتوانی همراه من شکیبایی کنی،خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۸ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳وَكَيۡفَ تَصۡبِرُ عَلَىٰ مَا لَمۡ تُحِطۡ بِهِۦ خُبۡرٗاو چگونه میتوانی بر چیزی صبر کنی که از راز و باطن آن آگاهی نداری؟»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۶۹ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ سَتَجِدُنِيٓ إِن شَآءَ ٱللَّهُ صَابِرٗا وَلَآ أَعۡصِي لَكَ أَمۡرٗا[موسی] گفت: «اگر خدا بخواهد، مرا شکیبا خواهی یافت و در هیچ فرمانی از تو نافرمانی نخواهم کرد.»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۰ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ فَإِنِ ٱتَّبَعۡتَنِي فَلَا تَسۡـَٔلۡنِي عَن شَيۡءٍ حَتَّىٰٓ أُحۡدِثَ لَكَ مِنۡهُ ذِكۡرٗاگفت: «پس اگر به دنبال من میآیی، از هیچ چیز مپرس تا خودم دربارهٔ آن برای تو سخنی بگویم.»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۱ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا رَكِبَا فِي ٱلسَّفِينَةِ خَرَقَهَاۖ قَالَ أَخَرَقۡتَهَا لِتُغۡرِقَ أَهۡلَهَا لَقَدۡ جِئۡتَ شَيۡـًٔا إِمۡرٗاپس هر دو به راه افتادند، تا آنکه سوار کشتی شدند؛ [آن بنده] کشتی را سوراخ کرد. [موسی] گفت: «آیا آن را سوراخ کردی تا سرنشینانش را غرق کنی؟! راستی که کار بسیار ناپسند و شگفتی کردی!»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۲ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ أَلَمۡ أَقُلۡ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗاگفت: «آیا نگفتم که تو هرگز نمیتوانی همراه من شکیبایی کنی؟»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۳ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ لَا تُؤَاخِذۡنِي بِمَا نَسِيتُ وَلَا تُرۡهِقۡنِي مِنۡ أَمۡرِي عُسۡرٗا[موسی] گفت: «مرا به سبب آنچه فراموش کردم بازخواست مکن و در کارم بر من سخت مگیر.»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۴ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَا لَقِيَا غُلَٰمٗا فَقَتَلَهُۥ قَالَ أَقَتَلۡتَ نَفۡسٗا زَكِيَّةَۢ بِغَيۡرِ نَفۡسٖ لَّقَدۡ جِئۡتَ شَيۡـٔٗا نُّكۡرٗاپس باز به راه افتادند تا آنکه با نوجوانی برخوردند و [آن بنده] او را کشت. [موسی] گفت: «آیا انسان پاک و بیگناهی را بیآنکه کسی را کشته باشد به قتل رساندی؟! به راستی کاری بس ناپسند و زشت انجام دادی!»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۵ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳۞ قَالَ أَلَمۡ أَقُل لَّكَ إِنَّكَ لَن تَسۡتَطِيعَ مَعِيَ صَبۡرٗاگفت: «آیا به تو نگفتم که هرگز نمیتوانی همراه من شکیبایی کنی؟»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۶ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ إِن سَأَلۡتُكَ عَن شَيۡءِۭ بَعۡدَهَا فَلَا تُصَٰحِبۡنِيۖ قَدۡ بَلَغۡتَ مِن لَّدُنِّي عُذۡرٗا[موسی] گفت: «اگر بعد از این دربارهٔ چیزی از تو پرسیدم، دیگر با من همراهی مکن؛ چرا که از جانب من به عذر رسیدهای [و در جدایی معذوری].»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۷ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَٱنطَلَقَا حَتَّىٰٓ إِذَآ أَتَيَآ أَهۡلَ قَرۡيَةٍ ٱسۡتَطۡعَمَآ أَهۡلَهَا فَأَبَوۡاْ أَن يُضَيِّفُوهُمَا فَوَجَدَا فِيهَا جِدَارٗا يُرِيدُ أَن يَنقَضَّ فَأَقَامَهُۥۖ قَالَ لَوۡ شِئۡتَ لَتَّخَذۡتَ عَلَيۡهِ أَجۡرٗاپس به راه افتادند تا به اهل آبادیای رسیدند؛ از مردم آنجا خوراکی خواستند، ولی آنان از مهمان کردن آن دو سر باز زدند. در آنجا دیواری یافتند که نزدیک بود فرو ریزد، پس [آن بنده] آن را برپا داشت. [موسی] گفت: «اگر میخواستی، میتوانستی برای این کار مزدی بگیری.»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۸ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳قَالَ هَٰذَا فِرَاقُ بَيۡنِي وَبَيۡنِكَۚ سَأُنَبِّئُكَ بِتَأۡوِيلِ مَا لَمۡ تَسۡتَطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرًاگفت: «این [هنگام] جدایی میان من و توست؛ بهزودی تو را از حقیقت و باطن آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی آگاه خواهم ساخت.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۷۹ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳أَمَّا ٱلسَّفِينَةُ فَكَانَتۡ لِمَسَٰكِينَ يَعۡمَلُونَ فِي ٱلۡبَحۡرِ فَأَرَدتُّ أَنۡ أَعِيبَهَا وَكَانَ وَرَآءَهُم مَّلِكٞ يَأۡخُذُ كُلَّ سَفِينَةٍ غَصۡبٗااما آن کشتی، از آنِ بینوایانی بود که در دریا کار میکردند؛ پس خواستم معیوبش کنم، چرا که پشت سرشان پادشاهی بود که هر کشتی [سالم] را به زور و ستم میگرفت.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۸۰ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳وَأَمَّا ٱلۡغُلَٰمُ فَكَانَ أَبَوَاهُ مُؤۡمِنَيۡنِ فَخَشِينَآ أَن يُرۡهِقَهُمَا طُغۡيَٰنٗا وَكُفۡرٗاو اما آن نوجوان، پدر و مادرش باایمان بودند؛ پس بیم داشتیم که آن دو را به طغیان و کفر دراندازد.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۸۱ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳فَأَرَدۡنَآ أَن يُبۡدِلَهُمَا رَبُّهُمَا خَيۡرٗا مِّنۡهُ زَكَوٰةٗ وَأَقۡرَبَ رُحۡمٗاازاینرو خواستیم که پروردگارشان پاکتر از او و مهربانتر از او را جایگزینش گرداند.خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی
سورهٔ ۱۸ · آیهٔ ۸۲ ترجمهٔ فارسی · جلد ۱۳وَأَمَّا ٱلۡجِدَارُ فَكَانَ لِغُلَٰمَيۡنِ يَتِيمَيۡنِ فِي ٱلۡمَدِينَةِ وَكَانَ تَحۡتَهُۥ كَنزٞ لَّهُمَا وَكَانَ أَبُوهُمَا صَٰلِحٗا فَأَرَادَ رَبُّكَ أَن يَبۡلُغَآ أَشُدَّهُمَا وَيَسۡتَخۡرِجَا كَنزَهُمَا رَحۡمَةٗ مِّن رَّبِّكَۚ وَمَا فَعَلۡتُهُۥ عَنۡ أَمۡرِيۚ ذَٰلِكَ تَأۡوِيلُ مَا لَمۡ تَسۡطِع عَّلَيۡهِ صَبۡرٗاو اما آن دیوار، از آنِ دو پسر یتیم در آن شهر بود و زیرش گنجی برای آن دو قرار داشت و پدرشان مردی شایسته بود؛ پس پروردگارت خواست که آن دو به حد رشد و بلوغ خود برسند و گنج خویش را بیرون آورند، که رحمتی از جانب پروردگارت بود؛ و من این کارها را از پیشِ خود انجام ندادم. این است باطن و فرجام آنچه نتوانستی بر آن شکیبایی ورزی.»خواندن تفسیر المیزان ←برو به تفسیر معنوی