قَالَ يَٰقَوۡمِ أَرَهۡطِيٓ أَعَزُّ عَلَيۡكُم مِّنَ ٱللَّهِ وَٱتَّخَذۡتُمُوهُ وَرَآءَكُمۡ ظِهۡرِيًّاۖ إِنَّ رَبِّي بِمَا تَعۡمَلُونَ مُحِيطٞ
گفت: ای قوم من، آیا قبیلهٔ من نزد شما از خدا عزیزتر است، درحالیکه او را پشتِ سر خود افکنده و به فراموشی سپردهاید؟! بهراستی پروردگارم به آنچه میکنید کاملاً احاطه دارد.
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بحث روایی
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۹۵ با هم
و در همان کتاب، واحدی و ابنعساکر از شداد بن اوس روایت کردهاند که گفت: پیامبر خدا(ص) فرمود: «شعیب(ع) از محبت خدا چندان گریست که نابینا شد، پس خدا بیناییاش را به او بازگرداند. ادامه در متن کامل
میگویم: مقصود از نگریستن به خدای متعال، شهود و نگاه قلبی است، نه نگاه حسی که لازمهاش جسم بودن است—که خدا از آن پیراسته و برتر است—. ادامه در متن کامل
۱- [داستان آن حضرت(ع
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۹۵ با هم
شعیب(ع) سومین پیامبر از پیامبران عرب است که نامشان در قرآن آمده است؛ و آنان عبارتاند از: هود، صالح، شعیب و محمد(ع). ادامه در متن کامل
شعیب (ع) در استدلال بر آنان و پنددادنشان بسیار کوشید، اما این کار جز بر سرکشی، کفر و نافرمانیشان نیفزود (سورههای اعراف، هود و دیگر سورهها). ادامه در متن کامل
۲. شخصیت معنوی او
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۹۵ با هم
آن حضرت (ع) از زمرهٔ پیامبران گرامی بود و خدای متعال او را در ستایشهای نیکی که از رسولان در کتاب خود فرموده، شریک ساخت. ادامه در متن کامل
۳. یادکردِ او در تورات
تفسیر آیههای ۸۴ تا ۹۵ با هم
تورات داستان شعیب را با قومش بازگو نکرده است، بلکه تنها در ضمن ماجرای کشتهشدن مرد قبطی به دست موسی و گریختن او از مصر به سوی مَدیَن، به وی اشاره کرده و او را «رعوئيل كاهن مديان» (رعوئیل، کاهن مَدیَن) نامیده است. ادامه در متن کامل
تفسیر آیهٔ ۹۲ سورهٔ هود، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۱۰، صفحهٔ ۳۷۵ تا ۳۷۸ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/11/92/
تفسیر این آیه در المیزان
گفتاری دربارهٔ معنای آزادی انسان در عمل خود
خدای متعال میفرماید: « قٰالَ يٰا قَوْمِ أَ رَهْطِي أَعَزُّ عَلَيْكُمْ مِنَ اللّٰهِ وَ اتَّخَذْتُمُوهُ وَرٰاءَكُمْ ظِهْرِيًّا » یعنی «[شعیب] گفت: ای قوم من، آیا قبیلهٔ من نزد شما عزیزتر از خداست، در حالی که او را پشت سر خود انداخته و به فراموشی سپردهاید؟» واژهٔ «ظِهری» منسوب به «ظَهر» (پشت، با فتحهٔ ظاء) است که در نسبت تغییر یافته است، و آن چیزی است که پشتِ سر افکنده میشود و یکسره به بوتهٔ فراموشی سپرده میگردد؛ گفته میشود: «اتَّخَذَهُ وَرَاءَهُ ظِهْرِيّاً» یعنی آن را فراموش کرد، به یادش نیاورد و به آن اعتنا نکرد.
این پاسخی نقضکننده از سوی شعیب به سخن آنان است که گفتند: « وَ لَوْ لاٰ رَهْطُكَ لَرَجَمْنٰاكَ » یعنی «اگر قبیلهات نبودند، حتماً سنگسارت میکردیم»؛ بدین معنا که چگونه قبیلهٔ مرا گرامی میشمارید و حرمتشان را نگه میدارید، ولی خدای پاک و منزه را گرامی نمیدارید و حرمتش را پاس نمیدارید، در حالی که من همان کسی هستم که شما را از جانب او بهسویش فرا میخوانم؟ آیا قبیلهٔ من نزد شما عزیزتر از خداست، در حالی که او را به دست فراموشی سپردهاید؟ با اینکه چنین حقی ندارید و هرگز سزاوار شما نبود چنین کنید. بیگمان پروردگارم به آنچه انجام میدهید احاطه دارد، چراکه او از جهت وجود، علم و قدرت بر هر چیزی احاطه دارد. در این آیه به بیخردیِ رأی و اندیشهٔ آنان طعنه زده شده است، همانگونه که آنان در آیهٔ پیشین به اندیشه و سخن شعیب با خوار و بیارزش شمردن آن طعنه زدند.