حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ
تا آنجا که به دیدار گورها رفتید.
تفسیر آیهٔ ۲ سورهٔ تکاثر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۵۱ تا ۳۵۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/102/2/
حتى زرتم المقابر
حَتَّىٰ زُرۡتُمُ ٱلۡمَقَابِرَ
تا آنجا که به دیدار گورها رفتید.
تفسیر آیهٔ ۲ سورهٔ تکاثر، از «المیزان فی تفسیر القرآن»، علامه سید محمدحسین طباطبایی، جلد ۲۰، صفحهٔ ۳۵۱ تا ۳۵۳ (چاپ بیروت، مؤسسهٔ اعلمی) — تفسیر روان المیزان، tafsiralmizan.ir/ayah/102/2/
تفسیر این آیه همراه آیههای دیگر
بیان
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
خدای متعال میفرماید: « أَلْهٰاكُمُ التَّكٰاثُرُ حَتّٰي زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ » (تفاخر و افزونطلبی شما را سرگرم ساخت، تا آنجا که به دیدار گورها رفتید). در مفردات آمده است: «اللهو ما يشغل الإنسان عما يعنيه و يهمه» (لهو چیزی است که انسان را از امور سودمند و مهم بازمیدارد). و نیز گفته است: گفته میشود: «ألهاه كذا أي شغله عما هو أهم إليه» (فلان چیز او را سرگرم کرد؛ یعنی او را از آنچه برایش مهمتر بود بازداشت)؛ چنانکه خدای متعال میفرماید:
و [نیز راغب] میگوید: «و المكاثرة و التكاثر التباري في كثرة المال و العز» (مکاثرت و تکاثر بهمعنای چشموهمچشمی و مسابقه در فزونیِ مال و ارجمندی است)؛ پایان سخن او. و میگوید: «المقبرة» با کسر میم، و «المقبرة» با فتح آن، جایگاهِ گورهاست و جمع آن مقابر است؛ خدای متعال میفرماید: « حَتّٰي زُرْتُمُ الْمَقٰابِرَ » (تا آنجا که به دیدار گورها رفتید) که کنایه از مرگ است؛ پایان سخن راغب.
بنابراین، معنا بر پایهٔ آنچه از سیاق برمیآید این است که فخرورزی در متاع و زیور دنیا و مسابقهدادن در افزایش عُدّه و عِدّه (سازوبرگ و شمار نفرات)، شما را از آنچه برایتان اهمیّت دارد، یعنی یاد خدا، بازداشت؛ تا آنجا که مرگ را دیدار کردید و بدینگونه غفلت در سراسر زندگیتان شما را فراگرفت.
برخی نیز گفتهاند معنا این است که فخرفروشی و رقابت در فزونیِ افراد، شما را سرگرم ساخت؛ به این صورت که گروهی میگفتند: «مردان ما بیشترند»، و گروه دیگر میگفتند: «ما پرشمارتر هستیم»، تا آنجا که چون شمارش زندهها پایان یافت، روانهٔ گورستان شدید و مردگانتان را نیز برشمردید و حتی به مردگان خود فخر فروختید.
این معنا بر این روایت از اسباب نزول استوار است که دو قبیله از انصار نخست به زندهها و سپس به مردگانِ خود فخر فروختند؛ و در برخی روایات آمده است که این ماجرا در مکه میان بنوعبدمناف و بنوسهم رخ داد و این سوره فرود آمد؛ و داستان آن بهزودی در بحث روایی خواهد آمد.
بحث روایی
تفسیر آیههای ۱ و ۲ با هم
در «مجمع» [البیان] آمده است که از قَتاده نقل شده: «گفتهاند: این سوره دربارهٔ یهودیان نازل شد؛ آنان میگفتند: جمعیت ما از بنیفلان بیشتر است و بنیفلان از بنیفلان دیگر بیشترند؛ و این [فخرفروشی] آنان را سرگرم ساخت تا آنکه در حال گمراهی مُردند».
و از ابوبُریده نقل شده است: «گفتهاند: دربارهٔ تیرهای از انصار نازل شد که به یکدیگر فخرفروشی کردند». و نیز از مقاتل و کلبی نقل شده است: «گفتهاند: دربارهٔ دو قبیله از قریش نازل شد: بنیعبدِ مناف بن قُصَیّ و بنیسَهم بن عَمرو؛ آنان به فزونیِ جمعیت به یکدیگر فخر فروختند و بزرگان خود را برشمردند و [در شمارش زندهها] بنیعبد مناف از بنیسهم بیشتر شدند. سپس گفتند: مردگانمان را هم میشماریم؛ تا آنجا که به دیدار گورها رفتند و آنها را شمردند و میگفتند: این قبر فلانی است و این قبر فلانی؛ و بنیسهم از آنان فزونی یافتند، چراکه در زمان جاهلیت شمارشان بیشتر بود».